جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 18 مرداد ماه سال 1386

وقتی روزنه های امید را بر تنگنای سقف زندگی میبینی

بیشتر بیقرار می شوی نه قرار ماندن داری و نه طاقت ندیدن

...

اضطراب این اینده پر التهاب ....

تیک و تاک ساعت واخرین تصمیم ها

گذاشتن کوله بار خاطرات و ....

او که می خواهی دل تنگ رفتنت شود به استقبال نبودنت میرود

!!!!!!!!

شنبه 13 مرداد ماه سال 1386

من و زمان با هم قرار گذاشتیم که نه او از من سبقت گیرد و نه من از او فرار کنم

گاه که به گذشته فکر میکنم میبینم زمان زیر قولمان زده و بی انکه بیایم رفته است نمیدانم من سر گرم بازیهای کودکانه ام بوده ام یا به انچه زمان برایم می خواست راضی نبودم.....گاه سر لجبازی با زمان مینشستم..

اما هنوز هم من و زمان بر سر قول خویش هستیم هر سال او از سر تولدم میگذرد و باز دویدن مان شروع میشود ومن چه خوشحال میشوم که دوباره باید از سر شروع کنم که دوباره هستم 

 و من امروز دوباره به این فکر میکنم که این بار از کدام جاده سفرم را اغاز کنم ..وایا دوباره از سر نقطه اغاز  را میبینم... سال دیگر زمان را چگونه توصیف میکنم.......

تولدم مبارک!

 

چهارشنبه 10 مرداد ماه سال 1386

 

 

دیگر دستهایم توان تپاندن قلبش را ندارد

عشق من احیا نمیشود

ودمهای عمیق من بر لبانش دیگر زندگی نمیبخشد

عشق من خط صاف بی انتها میشود

شوکی عظیم میخواهد

 

<<    1      2      3    >>